(das) Unbewußte (de.) = (the)unconscious (engl.)

واژه‌ی das Unbewußte از مصدر wissen [به معناهای «دانستن، بلد بودن، اطلاع، خبر داشتن، وارد بودن، واقف بودن، وقوف داشتن» (ر.ک : فرهنگ آلمانی ـ فارسی، فرامرز بهزاد، 1388، نشرخوارزمی) ] است. هم چنین Unbewußte کاربرد صفتی (مفعولی) دارد و به معنای آگاهانه است که فروید با پیشوند منفی‌ساز “un” از آن اسم ساخته است. در این واژه چنان‌که مشاهده می‌شود واژه‌ی “selbst” به معنای «خود» وجود ندارد. در معادل انگلیسی آن نیز “self” دیده نمی‌شود. واژه‌ی «خود» در روان‌پژوهی باری اصطلاحی با خویش دارد که به هیچ‌روی به عنوان اصطلاحی فنی و اختصاصی در متون روان‌کاوانه‌ی فرویدی به کار نرفته است. از این روی در ترجمه‌ی تخصصی از متن مادر با توجه به مفهوم تخصصی واژه، از افزرودن واژه‌ای دیگر با بار معنایی متفاوت نظیر «ناخودآگاه» باید پرهیز کرد. در زبان آلمانی واژه‌ی Selbstbewusstsein در بافتار فلسفی به معنای «خود آگاهی» به کار می‌رود (ر.ک. منبع پیشین)، اما فروید هرگز آن را مبنا قرار نداد و در تمایز با آن، از صفت “bewußt” با حرف تعریف “das” بدون واژه‌ی “selbst” (به معنای خود)، اصطلاح‌های تخصصی “das Bewußte” و “das Unbewußte” و “das Vorbewußte” را ساخت. واژه‌ی «ضمیر» به صورت کلی در زبان فارسی دلالت و تأکید بر درون فرد و نهفته بودن آن دارد و تداخل اصطلاحی ایجاد نمی‌کند و پیشینه‌ی کاربرد در ترکیب با «ناآگاه» را داراست. (ر.ک. : فرهنگ متوسط دهخدا، موسسه لغت نامه‌ی دهخدا، جلد دوم، 1385) بنابراین «ضمیر ناآگاه» به عنوان برابر نهاد این اصطلاح تخصصی انتخاب شد. با توجه به این مساله در ترجمه‌ها و تألیف‌ها شادروان دکتر پریرخ دادستان و دکتر محمود منصور برابر نهاد «ناهشیاری» را و احمد اردوبادی و دکتر کرامت مولّلی و نیز دکتر محمد مبشّری برابر نهاد «ضمیر ناآگاه» را به کار برده‌اند. مترجمان عرب زبان نیز با فراست به این نکته توجه کرده اند و برابر نهاد "اللاشعور" را برای این اصطلاح تخصصی برگزیده اند، که هیچ واژه ی معادل "خود" در عربی نظیر "نفس"، بدان افزوده نشده است.